الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )

310

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )

( بت‌پرستها ) حاضر ميشدند و زنار ميبستند ( با آنكه خداشناس و موحد بودند ) از اين رو خدا پاداششان را دو بار داد . 9 - حماد بن واقد گويد : در ميان راهى از پيش رو به امام صادق عليه السّلام برخوردم ، و رو گردانيده و گذشتم ، سپس خدمتش رسيدم و عرضكردم : قربانت ، من شما را ملاقات ميكنم و رو ميگردانم ، زيرا نميخواهم شما را برنج اندازم ، فرمود : خدايت رحمت كند ، ولى ديروز در فلان جا مردى مرا ديد و گفت عليك السّلام يا ابا عبد اللَّه او كار خوب و شايسته‌ئى نكرد . 10 - مسعدة بن صدقه گويد : به امام صادق عليه السّلام عرض شد : مردم عقيده دارند كه على عليه السّلام بر منبر كوفه فرموده است : اى مردم شما را بناسزا گفتن به من ميخوانند ، مرا ناسزا گوئيد ، سپس به بيزارى از من ميخوانند ، از من بيزارى نجوئيد ، امام فرمود : مردم چه بسيار بر على عليه السّلام دروغ ميبندند ، سپس فرمود : همانا على فرموده است : « شما را بناسزا گفتن به من ميخوانند ، مرا ناسزا گوئيد ، سپس به بيزارى از من ميخوانند ، و من بدين محمدم » و نفرمود . از من بيزارى نجوئيد . سائل عرضكرد : به من بفرما اگر كشته شدن را اختيار كند و بيزارى نجويد چگونه است ؟ فرمود به خدا اين تكليف را ندارد . تكليف او همانست كه عمار بن ياسر كرد زمانى كه اهل مكه او را مجبور ( به بيزارى از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ) كردند . ولى دلش بايمان مطمئن بود ، سپس خداى عز و جل در باره